
"همين اينم که می مانم!"
نه از تقصير پاييزم،
نه از تقدير اين لحظه
نه از تقدير اين لحظه
گوارا باد بر هر عشق صداقت پشت يک پرده
نه از باران،
نه از سردی،
نه جويای هم دردی،
نه از رنگ صدای تو،
نه از عشق و ريای تو،
نه از اين جام سرمستم،
نه از تقدير من خسته ام،
نه از يک رنگی دريا،
نه از بی رنگی فردا،
صدای گوش می خواند،
بر آغوش می خواند،
که از گفتار بس خسته،
که از پندار بس داغان،
که از نامردمی های زمين و اين زمانه پشت پلک زندگی جوشان،
که آوازی،
که آغوشی،
و حتی هيچ قانونی،
نه از پنداريش سردم،
نه از گفتار حسرت بار،
که من قانون قانونم،
نه ازقانون که از پندار،
مرا در مرکب عشقت،
برای رنگی چشمت،
برای دل زدن بر دل،
برای سرزمين دل،
مرا آنجا ستودن بود که مردم سنگ ريزن،
هم آنجا که خداوندان به پايم عشق می ريزن،
از آنجا در افق نالان،
برای زندگی ترسان،
برای مرگ آلوده،
دل از کردار رنجيده،
نه ازاين و نه از آن ام،
نه بر اين ام نه بر آن ام،
که من اينم همين اينم که می مانم
نه از سردی،
نه جويای هم دردی،
نه از رنگ صدای تو،
نه از عشق و ريای تو،
نه از اين جام سرمستم،
نه از تقدير من خسته ام،
نه از يک رنگی دريا،
نه از بی رنگی فردا،
صدای گوش می خواند،
بر آغوش می خواند،
که از گفتار بس خسته،
که از پندار بس داغان،
که از نامردمی های زمين و اين زمانه پشت پلک زندگی جوشان،
که آوازی،
که آغوشی،
و حتی هيچ قانونی،
نه از پنداريش سردم،
نه از گفتار حسرت بار،
که من قانون قانونم،
نه ازقانون که از پندار،
مرا در مرکب عشقت،
برای رنگی چشمت،
برای دل زدن بر دل،
برای سرزمين دل،
مرا آنجا ستودن بود که مردم سنگ ريزن،
هم آنجا که خداوندان به پايم عشق می ريزن،
از آنجا در افق نالان،
برای زندگی ترسان،
برای مرگ آلوده،
دل از کردار رنجيده،
نه ازاين و نه از آن ام،
نه بر اين ام نه بر آن ام،
که من اينم همين اينم که می مانم
Mohsen Aref (محسن عارف)

7 comments:
kheili sherat ghashange edame bede bede harfe dele adamo mizani
salam shere kheyli ghashangie age begi az kie ham behtar mishe doste aziz
salam.sherhatoon payane zibaei daran.
..vaghti oo ra darune khod biabi,
roshanaee dar tost...
"misssaeedeh"
shere zibaee bo0d va tasir gozar...
از آنجا در افق نالان،
برای زندگی ترسان،
برای مرگ آلوده،
دل از کردار رنجيده،
نه ازاين و نه از آن ام،
نه بر اين ام نه بر آن ام،
که من اينم همين اينم که می مانم
ali bo0d...
صدای گوش می خواند،
بر آغوش می خواند،
که از گفتار بس خسته،
که از پندار بس داغان،
که از نامردمی های زمين و اين زمانه پشت پلک زندگی جوشان،
darde ensanie moshtarak k b nazare man bi darmune
mohsen jan vaghean sherhaye zibaie gofte boodid, bekhosos shere hamin inam ke mimanam.
vaghean ghashang bood maalome ke raheto to zendegiiii paida kardi va be ghooole maaarfoof jaye jash oftadii
movafagh bashiii
Post a Comment