Friday, August 10, 2007

همين اينم که می مانم


"همين اينم که می مانم!"


نه از تقصير پاييزم،
نه از تقدير اين لحظه

گوارا باد بر هر عشق صداقت پشت يک پرده
نه از باران،
نه از سردی،
نه جويای هم دردی،

نه از رنگ صدای تو،
نه از عشق و ريای تو،
نه از اين جام سرمستم،
نه از تقدير من خسته ام،
نه از يک رنگی دريا،
نه از بی رنگی فردا،

صدای گوش می خواند،
بر آغوش می خواند،
که از گفتار بس خسته،
که از پندار بس داغان،
که از نامردمی های زمين و اين زمانه پشت پلک زندگی جوشان،

که آوازی،
که آغوشی،
و حتی هيچ قانونی،
نه از پنداريش سردم،
نه از گفتار حسرت بار،
که من قانون قانونم،
نه ازقانون که از پندار،

مرا در مرکب عشقت،
برای رنگی چشمت،
برای دل زدن بر دل،
برای سرزمين دل،

مرا آنجا ستودن بود که مردم سنگ ريزن،
هم آنجا که خداوندان به پايم عشق می ريزن،

از آنجا در افق نالان،
برای زندگی ترسان،
برای مرگ آلوده،
دل از کردار رنجيده،

نه ازاين و نه از آن ام،
نه بر اين ام نه بر آن ام،
که من اينم همين اينم که می مانم


Mohsen Aref (محسن عارف)


7 comments:

Anonymous said...

kheili sherat ghashange edame bede bede harfe dele adamo mizani

Anonymous said...

salam shere kheyli ghashangie age begi az kie ham behtar mishe doste aziz

Anonymous said...

salam.sherhatoon payane zibaei daran.
..vaghti oo ra darune khod biabi,
roshanaee dar tost...

"misssaeedeh"

Anonymous said...

shere zibaee bo0d va tasir gozar...
از آنجا در افق نالان،
برای زندگی ترسان،
برای مرگ آلوده،
دل از کردار رنجيده،

نه ازاين و نه از آن ام،
نه بر اين ام نه بر آن ام،
که من اينم همين اينم که می مانم

ali bo0d...

Nazanin said...

صدای گوش می خواند،
بر آغوش می خواند،
که از گفتار بس خسته،
که از پندار بس داغان،
که از نامردمی های زمين و اين زمانه پشت پلک زندگی جوشان،


darde ensanie moshtarak k b nazare man bi darmune

elsa said...

mohsen jan vaghean sherhaye zibaie gofte boodid, bekhosos shere hamin inam ke mimanam.

ainaz said...

vaghean ghashang bood maalome ke raheto to zendegiiii paida kardi va be ghooole maaarfoof jaye jash oftadii
movafagh bashiii