"غم وغصه!"
دل اسيرِ غم وغصه است،
جهان پاک غروب،
همه در رنگ و ريا،
رنگ به رنگ رنگ غروب،
همه بيچاره ز بختِ آدم،
همه دنبالِ سرابی مبهم،
همه در رنج و عذابی درهم،
همه بيگانه و دايم در هم،
همه بيگانه و دايم در هم،
همه پيوسته خراب خوابند،
همه از رنگ تو هم آگاهند،
که چرا سهم من و تو گم گشت؟
که چرا بودن ما نالان گشت؟
که چرا رفتن در سايه خواب،
که چرا مردن در فصلِ حيات،
همه پيوسته و دنبالِ همند؟
همه از يک رخ آدم گنهند؟
همه پندار به سر سر به سراب،
همه در گفته خويش خام کباب،
همه انگار جهانی خواهند،
همه انگار نگاهی خواهند،
همه در گفتنِ عشقت ثابت،
همه در رفتن از اين جان لايق،
همه از جام جهان بيماراند،
همه از بی گنهی بی کارند!
(محسن عارف) Mohsen Aref


8 comments:
bazi vaghta bazi chiza mesle vagheiyat nist khode vagheiyate vagheiyati ke kasif o zesht o shayebeye khiyanete ....
in shere khode vagheiyate
روح بيتاب پر از نشئگي شاعر را
.نتوان در قفس تنگ دو خط شعر كشيد
خنجر سرد قلم آنچه كه تسخير كند؛
،پر چندي به خون آغشته
..حاصل كشمكش واژه و يك پرواز است
.
.
.
زیبا بود دوست من
(St0neFl0wer) :)
salam
sheret ghashang bood
age eshtebah nakonam dardet marboot be jame'e va mardom hast
yade shere nima oftadam
nice
romantic....
ghashang bo0d...mamno0n
همه همه
با هم ولی دور از هم تو خیابون یا هرجای دیگه با یه نیم نگاه از کنار هم رد می شیم اما همون نیم نگاهم تحویل نمی گیریم همه درگیر خودمونیم
Post a Comment