Sunday, June 22, 2008

غم وغصه



"غم وغصه!"


دل اسيرِ غم وغصه است،
جهان پاک غروب،
همه در رنگ و ريا،
رنگ به رنگ رنگ غروب،


همه بيچاره ز بختِ آدم،
همه دنبالِ سرابی مبهم،
همه در رنج و عذابی درهم،
همه بيگانه و دايم در هم،


همه پيوسته خراب خوابند،
همه از رنگ تو هم آگاهند،

که چرا سهم من و تو گم گشت؟
که چرا بودن ما نالان گشت؟


که چرا رفتن در سايه خواب،
که چرا مردن در فصلِ حيات،
همه پيوسته و دنبالِ همند؟
همه از يک رخ آدم گنهند؟


همه پندار به سر سر به سراب،
همه در گفته خويش خام کباب،


همه انگار جهانی خواهند،
همه انگار نگاهی خواهند،


همه در گفتنِ عشقت ثابت،
همه در رفتن از اين جان لايق،


همه از جام جهان بيماراند،
همه از بی گنهی بی کارند!


(محسن عارف) Mohsen Aref


8 comments:

Anonymous said...

bazi vaghta bazi chiza mesle vagheiyat nist khode vagheiyate vagheiyati ke kasif o zesht o shayebeye khiyanete ....
in shere khode vagheiyate

Anonymous said...

روح بي‌تاب پر از نشئگي شاعر را
.نتوان در قفس تنگ دو خط شعر كشيد

خنجر سرد قلم آنچه كه تسخير كند؛
،پر چندي به خون آغشته

..حاصل كشمكش واژه و يك پرواز است
.
.
.
زیبا بود دوست من
(St0neFl0wer) :)

o0setayesh0o said...

salam
sheret ghashang bood
age eshtebah nakonam dardet marboot be jame'e va mardom hast
yade shere nima oftadam

Anonymous said...

nice

Anonymous said...

romantic....

Anonymous said...
This comment has been removed by a blog administrator.
Anonymous said...

ghashang bo0d...mamno0n

Nazanin said...

همه همه

با هم ولی دور از هم تو خیابون یا هرجای دیگه با یه نیم نگاه از کنار هم رد می شیم اما همون نیم نگاهم تحویل نمی گیریم همه درگیر خودمونیم